روز تلخ و تکاندهندهای بود، نمایش کسانی که در اثر شکنجه و درد به دروغگویی وادارشدهاند و با همین طعم و ویژگی هم ثبت خواهد شد این روز در دفتر تاریخ کشوری که کاسهی صبر مردماش پر شده از تحمل توهین حاکمانی که دیگر نه ریختن خون که سرافکندگی مردماش را جستوجو میکند. اعترافگیری از شهروندانی که در اوج هم، بیپیرو بودند و مجری و نمایندهی تفکرات خود و همفکرانشان، چه تصوری را در ذهن بینندهی آگاه متبادر خواهد کرد؛ جز توهین به مردمی که حقوق به یغما رفتهاش را پیگرفته و دست برنخواهد داشت تا تصاحب دوبارهی آن. ادامه این مطلب را در اینجا دنبال می توان کرد...
8.02.2009
7.02.2009
شورای نگهبان همه چیز را به نظامیها سپرد
تقلب آشکار و دستپاچهگی در شمارش آرا و کشتار بیرحمانه طی چند روز گذشته در ایران نشان داده که توهم اقتدارگراها تا بدان اندازه بالا بوده که توان محاسبهی اتفاقات غیرمترقبه از آنان سلب شده است و این مؤلفه را بهطور کامل نادیده گرفتهاند...این مطلب در اینجا ادامه دارد
6.29.2009
به شرح زیر
شورای نگهبان نتایج انتخابات ریاستجمهوری را تایید کرد و این یعنی:
1- دستگیری موسوی
2-اعدام گروهی
گروه حاکم بر جمهوریاسلامی که در حال حاضر تندروهای حکومتی هستند، دیگر این شانس خود را برای حفظ قدرت از دست نمیدهند. آنها خوب میدانند که از دست دادن قدرت به معنی خداحافظی همیشگی با قدرت است؛ علاوه بر آن نابودی جمهوری اسلامی را هم میتوان از عواقب این شکست تندروها پیشداوری کرد. بنابر این هیچکدام از وابستگان جمهوریاسلامی، حتا موسوی تلاش خواهند کرد این احتمال را کمرنگ کنند.
باید توجه داشت که دیگر اثری از اصلاحطلبها وجود ندارد و این بحران را دو چندان میکند. اینان میتوانستند با ایجاد سخنرانی و میتینگ، نبض اوضاع را کنترل کنند و از هیجانهای خیابانی کم کنند و این هم برای حکومت مفید بود و هم برای آزادی هواهانی که از خشونت پرهیز میکنند. اما تندروها با اتکال به سرکوب این کمبود را جبران خواهند کرد چرا که معتقدند اعتراضات بدون رهبری به هرج و مرج میرسد و پس از دود بسیار، بیشعله فروکش میکند...
1- دستگیری موسوی
2-اعدام گروهی
گروه حاکم بر جمهوریاسلامی که در حال حاضر تندروهای حکومتی هستند، دیگر این شانس خود را برای حفظ قدرت از دست نمیدهند. آنها خوب میدانند که از دست دادن قدرت به معنی خداحافظی همیشگی با قدرت است؛ علاوه بر آن نابودی جمهوری اسلامی را هم میتوان از عواقب این شکست تندروها پیشداوری کرد. بنابر این هیچکدام از وابستگان جمهوریاسلامی، حتا موسوی تلاش خواهند کرد این احتمال را کمرنگ کنند.
باید توجه داشت که دیگر اثری از اصلاحطلبها وجود ندارد و این بحران را دو چندان میکند. اینان میتوانستند با ایجاد سخنرانی و میتینگ، نبض اوضاع را کنترل کنند و از هیجانهای خیابانی کم کنند و این هم برای حکومت مفید بود و هم برای آزادی هواهانی که از خشونت پرهیز میکنند. اما تندروها با اتکال به سرکوب این کمبود را جبران خواهند کرد چرا که معتقدند اعتراضات بدون رهبری به هرج و مرج میرسد و پس از دود بسیار، بیشعله فروکش میکند...
6.28.2009
به شرح زیر
استادی میگفت:«انقلاب تفاوت بسیاری با پدیدههای طبیعی دارد. زمانبر است و یکباره حادث نمیشود. اگر همه چیز سر جای خودش باشد و درست پیش برود، انقلاب طی چهار مرحله به نتیجه میرسد:
1- نخبگان به یکدستی و توافق میرسند و گروه اصلی اپوریسیون شکل میگیرد
2- این موضوع منجر به دو قطبی شدن جامعه میشود. یک قطب میشود مردم و قطب دیگر، وابستگان حکومتی
3- بسیج تودههای کشور شکل میگیرد که این مرحله عمدتن به یک رویداد خارجی نیاز دارد
4- سرنگونی قدرت
در طول شکلگیری هر کدام از مراحل بالا، شیوههای مبارزاتی برای پیشگیری از خونریزی بیشتر هم متداول میشود
1- نخبگان به یکدستی و توافق میرسند و گروه اصلی اپوریسیون شکل میگیرد
2- این موضوع منجر به دو قطبی شدن جامعه میشود. یک قطب میشود مردم و قطب دیگر، وابستگان حکومتی
3- بسیج تودههای کشور شکل میگیرد که این مرحله عمدتن به یک رویداد خارجی نیاز دارد
4- سرنگونی قدرت
در طول شکلگیری هر کدام از مراحل بالا، شیوههای مبارزاتی برای پیشگیری از خونریزی بیشتر هم متداول میشود
اشتراک در:
پیامها (Atom)